loading...

به وبلاگ من خوش آمديد

شنبه 27 شهریور 1400
 ,حضرت ابراهيم زندگينامه,حضرت ابراهيم (ع),حضرت ابراهيم در قران,حضرت ابراهيم خليل الله,حضرت ابراهيم در آتش,حضرت ابراهيم براي رسيدن به توحيد,حضرت ابراهيم داستان,حضرت ابراهيم كه بود,زادگاه حضرت ابراهيم,پدر حضرت ابراهيم,حضرت ابراهيم زندگينامه,حضرت ابراهيم (ع),حضرت ابراهيم در قران,حضرت ابراهيم خليل الله,حضرت ابراهيم در آتش,حضرت ابراهيم داستان,حضرت ابراهيم كه بود,زادگاه حضرت ابراهيم,پدر حضرت ابراهيم,مادر حضرت ابراهيم,حضرت ابراهيم براي رسيدن به توحيد,حضرت ابراهيم كه بود,مراحل رسيدن حضرت ابراهيم به…
جای تبلیغات شما
خرید شارژ
تبلیغات
جای تبلیغات شما
آپلود عکس و فیلم



پنل کاربری
باشگاه پرواز
مذهبی
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 1123
  • کل نظرات : 779
  • آمار کاربران
  • کل کاربران : 1825
  • افراد آنلاین : 1
  • آمار بازدید
  • بازدید امروز : 329
  • گوگل امروز : 4
  • آی پی امروز : 97
  • بازدید دیروز : 101
  • گوگل دیروز : 3
  • آی پی دیروز : 74
  • بازدید هفتگی : 1,236
  • بازدید ماهانه : 11,918
  • بازدید سالانه : 279,592
  • بازدید کل : 15,152,205
  • اطلاعات
  • امروز : شنبه 27 شهریور 1400
  • آی پی شما : 3.236.212.116
  • مرورگر شما :
عضویت
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی :
 
کد امنیتی
 
بارگزاری مجدد
برخی از دوستان پرتک
1- سعید سبا
2- وحید کردزنگنه
---
ایمان میرسالاری
ابوالفضل تارم
مالک اکبرزاده
امید احمدی
پوریا ولی
احسان بیگدلی
مسعود شیخی
ایمان کرد زنگنه
فرزاد رسائی کیا
نظر سنجی
طرفدار کدام تیم لیگ برتری هستید ؟






نظر سنجی
نظر شما راجع به این سایت ؟





نظر سنجی
دوست دارین چه نوع مطلبی بذاریم تو سایت ؟









خبرنامه
خبرنامه
با عضویت در خبرنـــــــــامه می توانید آخرین مطالب سایت را در ایمیل خود دریافت کنید .

هایپرتمپ دات آی آر
فروشگاه فان گستر
سایت تفریحی مرندی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
گزارش کپی مطالب

اگر مطلبی از سایت شما کپی شده است حتما اطلاع دهید

به سرعت پیگیری میشود

از این لینک : ارتباط با مدیر

داستان مرد غنی و حضرت ابراهیم
  • تعداد بازدید : 1696
  • داستان مرد غنی و حضرت ابراهیم

    داستان مرد غنی و حضرت ابراهیم

    مردی به ابراهیم ادهم گفت:«ای ابا اسحاق! می خواهم این جبه را از من بپذیری و تن پوش سازی.»

    ابراهیم گفت: «اگر فقیر نباشی، از تو می پذیرم.»

    گفت: «من غنی هستم.»

    ابراهیم گفت: «چه داری؟»

    گفت: «دو هزار دینار.»

    ابراهیم گفت: «می خواهی چهار هزار باشد؟»

    گفت: «آری!»

    گفت:پس تو فقیری. جبه ات را نمی پذیرم!»