loading...

سایت تفریحی پرتک

 زودتر از هر روز اومد خانه؛‌ اخمو و دمق . مي‌گفت ديگه برنمي‌گرده سر كار ، به اون ميوه‌فروشي . آخه اوستا سرش داد زده بود . خم شد صورتش رو بوسيد و آهسته صداش كرد . ابراهيم بيدا

گزارش کپی مطالب

اگر مطلبی از سایت شما کپی شده است حتما اطلاع دهید

به سرعت پیگیری میشود

از این لینک : ارتباط با مدیر

آخرین ارسال های انجمن
حسین بازدید : 841 07 / 09 / 1393 نظرات (0)

 زودتر از هر روز اومد خانه؛‌ اخمو و دمق . مي‌گفت ديگه برنمي‌گرده سر كار ، به اون ميوه‌فروشي . آخه اوستا سرش داد زده بود .

خم شد صورتش رو بوسيد و آهسته صداش كرد . ابراهيم بيدار شد ،‌ نشست . اوستا اومده بود هرطور شده ناراحتي اون روز رو از دل او دربیاره و بَرش گردونه سرِ كار .

اوستا مي‌گفت « صد بار اين بچه رو امتحان كردم؛‌ پول زير شيشه‌ي ميز گذاشتم،‌توي دخل دمِ دست گذاشتم، ولي يه بار نديدم اين بچه خطا كنه. »

 

کلیدواژه ها : داستان جالب درباره شهید ابراهیم همت,داستان های آموزنده,داستان کوتاه,شهید ابراهیم همت,داستان درباره همت,داستان زندگی همت,داستان کارکردن شهید ابراهیم همت,همت و میوه فروشی,امتحان کردن شهید همت,

مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    طرفدار کدام تیم لیگ برتری هستید ؟






    نظر شما راجع به این سایت ؟





    دوست دارین چه نوع مطلبی بذاریم تو سایت ؟









    آپلود عکس و فیلم



    آمار سایت
  • کل مطالب : 1123
  • کل نظرات : 779
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 1829
  • آی پی امروز : 47
  • آی پی دیروز : 161
  • بازدید امروز : 120
  • باردید دیروز : 328
  • گوگل امروز : 1
  • گوگل دیروز : 4
  • بازدید هفته : 1,312
  • بازدید ماه : 5,894
  • بازدید سال : 75,748
  • بازدید کلی : 15,287,449
  • برخی از دوستان پرتک
    1- سعید سبا
    2- وحید کردزنگنه
    ---
    ایمان میرسالاری
    ابوالفضل تارم
    مالک اکبرزاده
    امید احمدی
    پوریا ولی
    احسان بیگدلی
    مسعود شیخی
    ایمان کرد زنگنه
    فرزاد رسائی کیا