loading...

به وبلاگ من خوش آمديد

جمعه 09 آبان 1399
باشگاه پرواز , باشگاه پرواز , باشگاه پرواز , باشگاه پرواز , باشگاه پرواز , باشگاه پرواز , باشگاه پرواز , باشگاه پرواز , باشگاه پرواز , باشگاه پرواز , شبکه دو
جای تبلیغات شما
خرید شارژ
تبلیغات
جای تبلیغات شما
آپلود عکس و فیلم



پنل کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
باشگاه پرواز
مذهبی
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 1123
  • کل نظرات : 779
  • آمار کاربران
  • کل کاربران : 1815
  • افراد آنلاین : 5
  • آمار بازدید
  • بازدید امروز : 398
  • گوگل امروز : 5
  • آی پی امروز : 84
  • بازدید دیروز : 471
  • گوگل دیروز : 12
  • آی پی دیروز : 88
  • بازدید هفتگی : 3,147
  • بازدید ماهانه : 45,294
  • بازدید سالانه : 350,655
  • بازدید کل : 14,800,162
  • اطلاعات
  • امروز : جمعه 09 آبان 1399
  • آی پی شما : 34.234.207.100
  • مرورگر شما :
عضویت
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
برخی از دوستان پرتک
1- سعید سبا
2- وحید کردزنگنه
---
ایمان میرسالاری
ابوالفضل تارم
مالک اکبرزاده
امید احمدی
پوریا ولی
احسان بیگدلی
مسعود شیخی
ایمان کرد زنگنه
فرزاد رسائی کیا
نظر سنجی
طرفدار کدام تیم لیگ برتری هستید ؟






نظر سنجی
نظر شما راجع به این سایت ؟





نظر سنجی
دوست دارین چه نوع مطلبی بذاریم تو سایت ؟









خبرنامه
خبرنامه
با عضویت در خبرنـــــــــامه می توانید آخرین مطالب سایت را در ایمیل خود دریافت کنید .

هایپرتمپ دات آی آر
فروشگاه فان گستر
سایت تفریحی مرندی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
گزارش کپی مطالب

اگر مطلبی از سایت شما کپی شده است حتما اطلاع دهید

به سرعت پیگیری میشود

از این لینک : ارتباط با مدیر

پیام های بخش پسرونه باشگاه پرواز 21 12 92
  • تعداد بازدید : 865
  •  

    نیما از نهاوند- روستای دره میرزا: کسی که بینایی را خلق کرده است، یقینا بیناست. یک کور نمی تواند بینایی را خلق کند. پس او تو را می بیند. از او کمک بخواه./

    بهترین کاری که تو سال 92 انجام دادم....

    علی غلامیان از ببرجند: بهترین کاری که تو سال ٩٢ انجام دادم این بود که تونستم کاری کنم که امسال پدر و مادرم خیلی از من راضی بودن ./

    رضا رحمتی از باغستان علیا: بهترین کاری که تو سال 92 انجام دادم (اگه خدا قبول کنه) این بود که عیدی کارمندیم رو به عنوان کمک به یه مدرسه هدیه کردم. /

    اکبر اکرمی از خمینی شهر: بهترین کاری که من تو سال92انجام دادم... یکی از کلیه هام رو به پسر عموم اهدا کردم./

    یه هم باشگاهی از الشتر- پسرونه: بهترین کار من تو سال 92 این بود که تونستم تمام ماه رمضان رو کامل روزه بگیرم، و با یه توبه که هنوزم نشکستم، باعث شد یکی از بدترین گناهامو ترک کنم. /

    بهروز راهی: بزرگترین دروغ سال همیشه اینه که میگن:
    .
    .
    .
    .
    مدارس تا 28 اسفند بازه!!! ولی ما از بچگی می تونستیم راست و دروغ رو از هم تشخیص بدیم!

    اینم جواب فانتزی ها...

    هادی از اسلامشهر: خانم فاطمه، آورده اند که ... گرگ پیری بود که در دوران زندگیش حیوانات و جانواران و پرندگان زیادی را خورده بود. روزی تصمیم گرفت برای اینکه حیوانات دیگر هم او را دوست داشته باشند، به نقطهٔ دور دستی برود و توبه کند .در راه گرسنه شد، به اطرافش نگاه کرد، اسبی را دید. پیش اسب رفت و گفت: می خواهم به سرزمین دوری بروم و توبه کنم، اما حالا خیلی گرسنه ام. اگر خودت را در این راه قربانی کنی، من از گرسنگی نجات پیدا کنم و به مقصدم برسم و تو با این کار خودت به همنوعان خود کمک می کنی. اسب برای نجات جان خود به فکر حیله افتاد و گفت: من آماده ام خودم را قربانی کنم اما دردی دارم که سال های زیادی است که زجرم می دهد. دردم را چاره کن ،‌بعد مرا قربانی کنی !‌ گرگ جواب داد : دردت چیست؟ اسب گفت: چند سال قبل، پیش یک نعلبند نادان رفتم که سم هایم را نعل بزند، اما نعل را اشتباهی روی گوشت پایم زده. نزدیک بیا و زخمهای مرا نگاه کن . گرگ گفت: بگذار نگاه کنم، اسب پاهایش را بلند کرد و چنان لگد محکمی به سر گرگ زد که مغزش بیرون ریخت. اسب هم از خوشحالی نمی دانست چه کند و به گرگ رو به موت گفت: توبه گرگ مرگ است ./

    یه هم باشگاهی- پسرونه: خانم سپیده، این که چیزی نیست، من که از همون بچگیم حال و حوصله این چیزا رو نداشتم؛ هر موقع از این پیکا برای تعطیلات نوروز می دادن، همیشه تو چهارشنبه سوری آتیشش می زدم و به

    معلممون می گفتم: رفتیم اصفهان، جا موند اونجا!! یا رفتیم شمال آب برد!! ولی الان خیلی از کارم پشیمونم!!!!/

    پویا: خانم زهرا، از شما به عنوان یه هم پروازی چنین انتظاری رو نداشتم. واسه چی مسی مصدوم بشه؟ بیچاره چه گناهی کرده؟

    ادامه پیام ها در ادامه مطلب ...

     

    محمد از قم: خانم زهرا، اگه مسی هم مصدوم بشه،  چه جوری می خوان بازیکنای بزرگی مثل: ایگواین، دی ماریا، آگوئرو، پالاسیو و... رو مهارشون کنن؟/

    حسین: خانم حمیده، لازم نیست دنیا یه در خروجی داشته باشه که آدم هر وقت از زندگی خسته شد، از آن خارج بشه. شما با نماز و قرآن خواندن و کارهای خوب، نه تنها عصبانی نمی شین، بلکه از زندگی هم خسته نمی شین.درضمن اینجوری هم به خدا نزدیک می شین و آرامش میاد سراغتون. موفق باشید بچه ها./

    رضا-21 ساله از تهران: آقا رفتیم یه جا خواستگاری، بابای دختره میگه: من هیچ انتظار زیادی از شما نداریم... همین که یه ماشین و خونه داشته باشید کافیه!!! دیگه من هیچی نمی تونم بگم!!!/

    محمد- 18ساله از هشتگرد: خانم مهسا، اون فرد اگه واقعا شریک زندگی شما باشه، بازم به خواستگاریتون میاد و حتما برمیگرده. اگر هم نیاد، قسمت نبوده و یا همسر آینده شما شخص دیگه ای هستش، خدا برای هر انسانی همسری قرار داده، نیازی نیست که شما بگین که پشیمون شدید؛ ایشون خودشون باید اصرار کنن، نه شما./

    حسین: خانم مهسا، شما حتما یه شماره ای، آدرسی از اون خانواده که اومدن خواستگاریتون دارید و پدر و مادرتون می تونن زنگ بزنن و بگن اگه مایلید بیایید صحبت های پایانی مون رو انجام بدیم و اگه شماره ای ندارید، از طریق یکی از فامیلاتون که با اون خانواده آشنایی دارند، صحبت کنید تا بهشون بگه؛ البته طوری نباشه که اون خانواده فکر کنندکه شما بهشون التماس می کنید. همه چی با راه حل انجام بشه، بهتره. درضمن شما هنوز سنی ندارید که غصه خواستگارتون رو می خورید. اون نشد، یه خواستگار دیگه. 

    پاسخ پروازی ها به پرسش آفتابگردون(برنامه ریزی برای تعطیلات عید):

    محمد: خانواده ما تعطیلات نوروز میرن خرم آباد خونه مادربزرگم. خیلی خوش می گذره، آخه خونه اش مثل یه باغ. البته در کنارش درس هم می خونم، ممکنه چند روز آخر تعطیلات هم بریم شیراز./

    حسن از شیراز- یه پرسپولیسی 10آتیشه: بعله، من با دوستام می خوام برای عید اگه خدا قسمت کنه، بریم مشهد مقدس. بعد از اون طرف بریم شمال رو بگردیم؛ من وقتی که شش سالم بود رفتم شمال. اون موقع خیلی باصفا بود، حالا رو دیگه نمی دونم. به نظرتون جاهای خوبی رو انتخاب کردیم؟/

    منصور از گلپایگان: ما هر برنامه ریزی که بکنیم، فایده نداره! آخه باید میزبان مهمونامون از تهران و اصفهان باشیم. باور کنید دلم برای مسافرت لک زده./

    محمد رفیعی- 17ساله از قوچان: من تصمیم دارم کل عید رو بکوب بخونم برای کنکور، وقت زیادی نمونده!! خدا کنه رتبه ام خوب بشه و دانشگاه شهید منتظری مشهد قبول شم. برای موفقیت همه کنکوری ها، صلوات... ./

    سید صادق- 19ساله از کلاچای استان گیلان: من برای عید با پسر عموهام می خوایم بریم فوتبال، والیبال، شنا، گردش و تفریح. اسم پسر عموهام: سید مجتبی، سید عرفان، سید مرتضی، سید احمد و سید رضا و... ./

    اعتراف میکنم...

    صادق-16 ساله: اعتراف می کنم اون کسی که پایه مانیتور و تخته پاک کن رو شیکونده و دسته صندلی رو در کلاس رو از جا در آورده، من بودم ولی تقصیر من نبود، جنسشون مرغوب نبود! تازه مدیونید اگه فکر کنید من بودم که پرده رو از جا کندم. دانش آموزان مدرسه تمدن خوب می دونن من چی میگم./

    حمید باقری از قرچک: بچه ها، خودمونیم... بیاین اعتراف کنیم همه ما حداقل یکبار سعی کردیم با زدن شماره های چرت و پرت خط اعتباریمون رو شارژ کنیم./

    کیان از سرخس: اعتراف می کنم
    .
    .
    .
    .
    .
    به غیر از باشگاه پرواز جای دیگه ای امکان نداره به سوتی هام اعتراف کنم؛ مگه عقلم کمه که تا عمر دارم منو دست بندازن و مسخره کنن؟!! آخه فامیلای ما آدم ضایع کنن، منم که ضایع شدنم مسلمه. اصلا خوراک فامیله!/

    سامان از گیلان: اعتراف می کنم همیشه بعد از مهمونیا که یخچالمون پره از خوراکیای خوشمزه است، من فکر می کنم هیچ کم و کسری تو زندگیم ندارم، اما همین که تموم می شه، احساس افسردگی می کنم و حس می کنم هیچ امکاناتی تو این زندگی ندارم. اونوقت میرم تو اتاقم و یه گوشه کز می کنم./

    محمد-17 ساله از میناب: من بد شانسیمو از همون دوران بچگی وقتی که تخم مرغ رو کاشتم و بهش آب دادم؛ ولی مرغ نشد فهمیدم!!/

    هوشنگ عبدالملکی از کرج: اعتراف می کنم...
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    یک بار دیدم توی سطل جلو یکی از اتاقای خوابگاه پوست آناناس افتاده، منم برداشتم و انداختم تو سطل خودمون تا هرکی دید فکر کنه ما خوردیم... ./

    طعم انتقام...

    جواد زارع بیدکی از مهریز: انتقام کار انسان های ضعیف و نادان است ./

    سجاد: لذتی که در بخشش هست، در انتقام نیست. شعار نمیدم، چون طعمشو چشیدم، بخشیدن باعث شرمنده شدن طرف مقابلتون می شه اما انتقام ممکنه کار دستت بده./

    فردین کرمی از خرم آباد: انتقام هیچ لذتی نداره، فقط زخم رو تازه تر می کنه و باعث می شه دوباره به فکر خیانتی که بهت شده، بیوفتی و زجر بکشی. ولی اولش که به فکر میوفتی که انتقام بگیری، خیلی لذت بخشه./

    بهنام مسیح پور از یاسوج: به نظر من بالاترین لذت تو انتقام گرفتنه ولی بعدش باید با وجدانت کلنجار بری که اگه اینو نمی خواین، بخشش رو انتخاب کنین و خودتون رو راحت کنین./

    علی غلامیان از بیرجند: انتقام یک لذت زود گذر داره ولی گذشت یک لذت همیشگی./
    محمد از بابل: انتقام برای من شیرینه ولی شیرینی بخشش قابل وصف نیست. طعم بخشش مثل کباب کوبیده است./
    نیما از مسجدسلیمان: با انتقام گرفتن اولش خوشحال می شی اما بعدش 100درصد پشیمون می شى. تجربش رو دارم. /

    یه هم باشگاهی- پسرونه: داداش محمد من مخالفم؛ من باور دارم درست همون روزی که تمام وسایلت مفقودن، دیرتر بیدار میشی!!/

    حسن -16 ساله از اردبیل: ﺟﻤﻼﺕ ﭘﺮﮐﺎﺭﺑﺮﺩ ﻧﺴﻞ ﺟﻮﺍﻥ ﺩﺭ ﻋﯿﺪ۹۳:
    ﻧﻤﯿﺎﻡ٬ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﻧﺪﺍﺭﻡ٬ ﻭﻟﻢ ﮐﻨﯿﻦ٬ ﺍﯾﻨﺎ ﮐﯿﻦ ﺩﯾﮕﻪ٬ ﺳﺮﻡ ﺩﺭﺩ ﻣﯿﮑﻨﻪ٬ ﺍﯼ ﺧﺪﺍ ﻣﻨﻮ ﺑﮑﺶ٬ ﭘﺲ ﮐﯽ ﻣﯿﺮﻥ؟ ﺁﺧﻪ ﺍﯾﻨﻢ ﺷﺪ ﻋﯿﺪ؟/

    سجاد- 17ساله از ساوه: آقا سعید، منم دوم ریاضی ام، ولی هندسه ام با کمک معلم خوبم آقای رضایی خوب شده. تو باید قضیه ها و تمارین هندسه رو چندین بار رو کاغذ بیاری. مخصوصا قضیه ها رو. موفق باشی هم شهری./

    محمود جمالی از فولادشهر: آقا سعید، تا می تونی باید قضیه ها و مسائل مهم رو یاد بگیری و تمرین کنی تا قدرت حل مسأله رو پیدا کنی. من با این روش، آخر سال نمره خوبی گرفتم. مثل همه کارهای دیگه به خدا توکل کن و پشتکار داشته باش./

    امید-25 ساله از تهران: الان دوازده ساله دنبال شناسنامه داداشم می گردن، اما نمی دونن من 12 سال پیش دادم کلوپ و سگا گرفتم و دیگه پس ندادم!/
    مورد داشتیم...

    امیر نجفی از همدان: مورد داشتیم ترم اولی رفته درخواست مبصری داده آموزش دانشگاه، با درخواستش موافقت کردن، روز بعدش با چوب اومده تو کلاس و میگه: بچه ها سرا پایین، دست به سینه، پاها جفت وگرنه اسمتونو میدم دفتر!!! ولی دستمال، صابون و لیوان یادش رفت بگه بیاریم!/

    مجتبی-18 ساله: مورد داشتیم شبا از 12 به بعد می رفته رو پشت بوم قالی و پتو می شسته تا جلو همسایه ها و فامیل آبروش نره!!/

    حمیدرضا حسن پور: مورد داشتیم طرف از کارش انصراف داده تا بشینه شدیدا واسه امتحانات دانشگاه درس بخونه و شاگرد اول بشه و از 30٪ تخفیف شهریه بهره مند بشه!!!/
    حمزه احمدی: مورد داشتیم مامان طرف همراه نون و پنیری که برای بچش گذاشته، چای شیرین هم گذاشته!!!!! اونوقت ما از مامانمون درخواست می کنیم که یه میوه به ما بده بهمون، میگه نمیخواد: میبری حیفش می کنی...!! خدایا این خوشی ها رو از ما نگیر...!

     

    حسین: داداش احمد، شما می تونید یکی از رشته های ورزشی تکواندو، بوکس، کارته یا کشتی رو انتخاب کنین ولی شما نباید از درس و کار خسته بشید چون رشته های ورزشی ما در کشورمون به جز فوتبال درآمدشون کمه و با درآمد کم نمی شه زندگی کرد و حتما باید در کنار ورزش درس و کار هم انجام داد./

    سهراب از همدان: اگــر دیـــدی جوانـــی بـــر درختـــی تکیـــه کـــرده/
    .
    .
    .
    بـدان مــادرش فریبـــش داده و خونــه تکونــی کــرده. الان هــم حسابی خسته است، پــس اذیتــش نکــن کــه بــد میـبینــی!!/

    بخش سوالای من...

    جواد-15 ساله از مشهد: سلام بچه ها. یه سوال داشتم...  می خواستم بپرسم که بزرگ شدن بینی در سن بلوغ قابل برگشت است؟ لطفا جواب دهید؛ خیلی ضروری است./

    علی- 18 ساله از گیلان: سلام. یه سوال دارم... بچه ها به نظرتون برای داشتن یه درآمد یا کمک خرجی چی کاری توی خونه یا حیاطه مون می تونم انجام بدیم؟ منتظر جوابتون هستم./

    کاظم از مشهد: یه چیستان توپ براتون دارم... آن چیست به قدر یک گلابی ست. هم سرخ و سفید و سبز و آبی ست. مه نیست ولی چو ماه روشن، محفوظ همیشه درحبابی ست.

     

    اگه پیامک هات تو باشگاه پرواز درج نمیشه ، تو قسمت نظرات پایین همین صفحه بفرستشون

    اینجا دیگه درج میشه !

    نظرات
  • در قمست نظرات مشکلات و پیشنهادات و انتقادات خود را با ما در جریان بگزارید.

  • نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتیرفرش کد امنیتی