close
چت روم
کلا آروم و قرار نداشت
یکشنبه 06 اسفند 1396
کلا آروم و قرار نداشت... سرش درد می کرد برای دردسر... از امروز صبح که خبر شهادتش و شنیدم به معنی واقعی کلمه داغون شدم. توروزهای فتنه 88 بود که با قمه زدنش، بعدا که از همسرش پرسیدم آقامصطفی چطوره؟ خندید و گفت: فردای روزی که از بیمارستان آوردیمش خونه،بلندشد رفت میدون آزادی!  بعدا که…
جای تبلیغات شما
خرید شارژ
تبلیغات
جای تبلیغات شما
آپلود عکس و فیلم



پنل کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
باشگاه پرواز
مذهبی
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 1121
  • کل نظرات : 763
  • آمار کاربران
  • کل کاربران : 1742
  • افراد آنلاین : 3
  • آمار بازدید
  • بازدید امروز : 177
  • گوگل امروز : 4
  • آی پی امروز : 20
  • بازدید دیروز : 1,882
  • گوگل دیروز : 76
  • آی پی دیروز : 157
  • بازدید هفتگی : 10,759
  • بازدید ماهانه : 45,878
  • بازدید سالانه : 105,526
  • بازدید کل : 13,757,528
  • اطلاعات
  • امروز : یکشنبه 06 اسفند 1396
  • آی پی شما : 54.159.30.26
  • مرورگر شما :
عضویت
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
برخی از دوستان پرتک
1- سعید سبا
2- وحید کردزنگنه
---
ایمان میرسالاری
ابوالفضل تارم
مالک اکبرزاده
امید احمدی
پوریا ولی
احسان بیگدلی
مسعود شیخی
ایمان کرد زنگنه
فرزاد رسائی کیا
نظر سنجی
طرفدار کدام تیم لیگ برتری هستید ؟






نظر سنجی
نظر شما راجع به این سایت ؟





نظر سنجی
دوست دارین چه نوع مطلبی بذاریم تو سایت ؟









خبرنامه
خبرنامه
با عضویت در خبرنـــــــــامه می توانید آخرین مطالب سایت را در ایمیل خود دریافت کنید .

هایپرتمپ دات آی آر
فروشگاه فان گستر
سایت تفریحی مرندی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
گزارش کپی مطالب

اگر مطلبی از سایت شما کپی شده است حتما اطلاع دهید

به سرعت پیگیری میشود

از این لینک : ارتباط با مدیر

کلا آروم و قرار نداشت
  • تعداد بازدید : 461
  • کلا آروم و قرار نداشت

    کلا آروم و قرار نداشت...

    سرش درد می کرد برای دردسر...

    از امروز صبح که خبر شهادتش و شنیدم به معنی واقعی کلمه داغون شدم.

    توروزهای فتنه 88 بود که با قمه زدنش، بعدا که از همسرش پرسیدم آقامصطفی چطوره؟ خندید و گفت: فردای روزی که از بیمارستان آوردیمش خونه،بلندشد رفت میدون آزادی! 

    بعدا که شد مسئول پایگاه یکی از جرم خیز ترین مناطق شهریار،اینقدر با اوباش منطقه درگیر شد که اقدام به دزدیدن دخترش کردند،و خوشبختانه موفق نشدن.

    بعدا برای چند سالی منطقه زندگی شو عوض کرد.

    جالب اینجاست که پاسدار هم نبود،فقط بسیجی بود...

    شاید باورتون نشه، ولی من تا امروز چهره شو ندیده بودم! تازه امروز هم از اینترنت دیدم. 

    می دونید چرا؟

    چون همیشه سرش پایین بود،فرقی هم نمی کرد که از چه زاویه ای اورا می دیدی،تصویر من از او مردی باوقار وسربه زیر است...

     

    وهمسری داشت صبور و آرام.

    همیشه دربرابر بی قراری های همسرش آرام بود.

    اونایی امشب دیدنش میگن، بانوی مصطفی مثل همیشه آرام بود.

    وفکر و خیال تنهایی بانوی مصطفی، ویتیمی فاطمه شش ساله و محمد علی شیر خواره،امانم رابریده.

    برای بانوی مصطفی، وتمام همسران شهدای مدافع حرم، دعا کنید...

    مدافع حرم زینب کبری (س) بسیجی شهید مصطفی صدر زاده

     

    مدافع حرم زینب کبری (س) بسیجی شهید مصطفی صدر زاده

    نظرات
  • در قمست نظرات مشکلات و پیشنهادات و انتقادات خود را با ما در جریان بگزارید.

  • نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتی