loading...

سایت تفریحی پرتک

پیامک عاشقانه پیامک عاشقانه پیامک عاشقانه پیامک عاشقانه پیامک عاشقانه پیامک عاشقانه پیامک عاشقانه پیامک عاشقانه پیامک عاشقانه پیامک عاشقانه پیامک عاشقانه پیامک عاشقانه پیامک عاشقانه پیامک عاشقانه

گزارش کپی مطالب

اگر مطلبی از سایت شما کپی شده است حتما اطلاع دهید

به سرعت پیگیری میشود

از این لینک : ارتباط با مدیر

آخرین ارسال های انجمن
زینب بازدید : 423 10 / 5 / 1395 نظرات (0)

می اندیشم زندگی رویاییست و بال و پری دارد به اندازه عشق                  بیاندیش که اندازه عشق در  زندگیت چقدر است؟!                                        آثار عشق در کجای زندگیت است؟                                                          دلم به حال عشق می سوزد.چرا سال هاست کسی را عاشق ندیده ام؟ مگر نمیدانیم برای هر کاری عشق لازم است؟     رهگذری آرام از کنارم میگذرد و بدون احساسی میگوید:صبح بخیر .صدابش در صدای باد و باران گم میشود و به گوش قلبم نمیرسد                                                        زمان میگذرد و در انتهای راه میفهمی چقدر حرف نگفته در دل باقی ماند  حرفهایی که میتوانست راهی به سوی عشق باشد حرفهای ناتمامی که در کوچه های بن بست زندگی اسیرند . ناگهان لحظه غربت میرسد و تو در میابی که چقدر دیر شده است به تکاپو می افتی.....در غربت بیابان،در کوچ شبانه پرستوها. در لحظه وصال موج و ساحل دنبال عشق میگردی دیر شده دیر.

زینب بازدید : 417 10 / 5 / 1395 نظرات (0)

می اندیشم زندگی رویاییست و بال و پری دارد به اندازه عشق                  بیاندیش که اندازه عشق در  زندگیت چقدر است؟!                                        آثار عشق در کجای زندگیت است؟                                                          دلم به حال عشق می سوزد.چرا سال هاست کسی را عاشق ندیده ام؟ مگر نمیدانیم برای هر کاری عشق لازم است؟     رهگذری آرام از کنارم میگذرد و بدون احساسی میگوید:صبح بخیر .صدابش در صدای باد و باران گم میشود و به گوش قلبم نمیرسد                                                        زمان میگذرد و در انتهای راه میفهمی چقدر حرف نگفته در دل باقی ماند  حرفهایی که میتوانست راهی به سوی عشق باشد حرفهای ناتمامی که در کوچه های بن بست زندگی اسیرند . ناگهان لحظه غربت میرسد و تو در میابی که چقدر دیر شده است به تکاپو می افتی.....در غربت بیابان،در کوچ شبانه پرستوها. در لحظه وصال موج و ساحل دنبال عشق میگردی دیر شده دیر.

زینب بازدید : 498 10 / 5 / 1395 نظرات (0)

می اندیشم زندگی رویاییست و بال و پری دارد به اندازه عشق                  بیاندیش که اندازه عشق در  زندگیت چقدر است؟!                                        آثار عشق در کجای زندگیت است؟                                                          دلم به حال عشق می سوزد.چرا سال هاست کسی را عاشق ندیده ام؟ مگر نمیدانیم برای هر کاری عشق لازم است؟     رهگذری آرام از کنارم میگذرد و بدون احساسی میگوید:صبح بخیر .صدابش در صدای باد و باران گم میشود و به گوش قلبم نمیرسد                                                        زمان میگذرد و در انتهای راه میفهمی چقدر حرف نگفته در دل باقی ماند  حرفهایی که میتوانست راهی به سوی عشق باشد حرفهای ناتمامی که در کوچه های بن بست زندگی اسیرند . ناگهان لحظه غربت میرسد و تو در میابی که چقدر دیر شده است به تکاپو می افتی.....در غربت بیابان،در کوچ شبانه پرستوها. در لحظه وصال موج و ساحل دنبال عشق میگردی دیر شده دیر.

زینب بازدید : 890 29 / 03 / 1395 نظرات (0)

علي ساعت 8 از خواب بيدار شد. نميخواست از تخت بيرون بياد اما با بيحوصلگي از تخت خواب پائين آمد.باز اين بغض يك ساله داشت گلشو ميفشرد.

نگاهي به آرزو انداخت هنوز خوابيده بود. آرام از اتاق بيرون رفت تا بساط صبحانه روآماده كنه بعد از آماده كردن صبحانه به اتاق خواب رفت تا آرزو رو بيدار كنه با صداي بلند گفت خانومي پاشو صبح شده.بعد از بيدار كردن آرزو به آشپزخونه برگشت مدتي بعد آرزو در چهارچوپ در آشپزخونه پيدا شد. علي نگاهي به سر تا پاي آرزو انداخت واي كه چقدر زيبا بود.علي خوشحال بود كه زني مثل آرزو داره.

بعد از صبحانه به ارزو گفت امروز جمعه است نمي ذارم دست به سياه و سفيد بزني امروز تمام كارها رو خودم انجام ميدم آرزو لبخندي زد علي عاشق لبخند آرزو بود ولي باز اين بغض نذاشت بيشتراز اين از لبخند آرزو لذت ببره.

علي از آرزو پرسيد نهار چي دوست داري برات بپذم .بعد درحالي كه مي خنديد گفت اين كه پرسيدن نداره تو عاشق قرمه سبزي هستي. علي مقدمات نهار رو آماده كرد بعد اونهارو روي اجاق گاز گذاشت وبرگشت پیش آرزو.

علی رفت و كنار آرزو نشست ودست در گردن همسرش انداخت.وبه آرزو گفت امروز مي خوام برات سنگ تموم بذارم.بعد با آرزو نشست به تماشاي سريال محبوبشان.بعد از تمام شدن فيلم تازه يادش افتاد كه نهار بار گذاشته ولي هنگامي به آشپزخونه رسيد كه همه چي سوخته بود.

علي درحالي كه لبخند ميزد گفت مثل اينكه امروز بايد غذاي فرنگي بخوريم .بعد رفت وسفارش دو پيتزا داد. بعد از خورن پيتزاها به آرزو گفت امروز ميخوام بريم بيرون .مي ريم پارك جنگلي همون جايي كه اولين بار همديگه رو ديديم باز يه لبخند از آرزو وباز بغضي كه گلوي علي رو مي فشرد.

نزديكيهاي بعد از ظهر علي به آرزو گفت آماده شو بريم .خودشم هم رفت تا آماده بشه. توهمين موقع رعد و برق زد علي زود رفت كنار پنچره بله داشت بارون مي اومد. علي لبخند زنان به آرزو گفت مثل اينكه امروز روز ما نيست ولي من نمي ذارم روزمون خراب بشه. ميدونست كه آرزو از بارون خوشش مياد به همين خاطر هر دو به حياط رفتند و مدتي زير بارون باهم قدم زدند وقتي به خونه اومدند سر تا پا خيس بودند.رفتند تا لباساشنو عوض كنند.

علي و آرزو وارد حال شدند وروي مبل نشستند. علي با خودش گفت واي كه چقدر من خوشبختم بعد از آرزو پرسيد چقدر منو دوست داري وباز يه لبخند از آرزو وباز بغضي كه داشت علي رو مي كشت.علي به آرزو گفت من خوشبخت ترين مرد دنيام كه زني مثل تو دارم باز لبخند آرزو و بغض علي.

آره علي و آرزو ديوانه وار همديگر رو دوست داشتند. اونها از نوجواني با هم دوست بودند ورفته رفته اين دوستي تبديل شد به يه عشق پاك.

علي همچنان داشت با همسرش صحبت مي كرد كه زنگ در زده شد مادرش بود. علي از آمدن مادرش ناراحت شد هر روز مادرش مي امد وعلي رو ناراحتر از روز قبل مي كرد مي رفت.

مادرش باز بعد ازگفتن حرفهاي تكراري كه من پيرم مريضم، گفت: امروز رفته بودم خونه اعظم خانوم ميشناسيش كه همسايمونو ميگم ميخواستم ببينم حرف آخرشون چيه علي جواب اونها مثبته مهتاب ميتونه توروخوشبخت.....

علي فرياد زنان حرف مادرش رو قطع كرد وگفت: ولم كن مادر بذار با درد خودم بسوزم هر روز مي ري خونه این و اون تو رو خدا دست از سرم وردار.

مادرش با گريه گفت: چرا نمي خواي باور كني آرزو مرده و ديگه هم زنده نمي شه. اون رفته وبا اين كارهاي تو بر نمي گرده تو بايد سر سامون بگيري.

آره آرزو يكسال بود كه مرده بود در يك تصادف.اون يكسال پيش رفته بود. ولي اون در مغز و قلب و خيالات و رروياهاي علي زنده بود و علي نمي خواست از اين رويا بيرون بياد علي هر روز و هر ساعت در خيالاتش با آرزو زندگي مي كرد.

باز اين بغض لعنتي داشت علي رو خفه مي كرد.

faezeh بازدید : 672 09 / 03 / 1395 نظرات (1)

دخترک گفت بشمار/

پسرک چشمانش را بست وشروع کردبه شمردن/

یک.............

دو............

سه...............

چهار............

دخترک رفت تا پنهان شود/

ان طرفتر

پسردیگری رادید

که گرگم به هوا بازی میکند/

بره شد وباگرگ رفت/

پسرک قصه هنوز می شمارد.................

faezeh بازدید : 663 08 / 03 / 1395 نظرات (0)

هرصبح پلک هایت فصل جدیدی از زندگی راورق می زند سطراول همیشه این است خدا همیشه با ماست پس بخوانش با لبخند..............

faezeh بازدید : 940 07 / 03 / 1395 نظرات (0)

ارام گفت دلتنگتم چیزی نگفتم.تکرارکردومن نازکردم.بلندترگفت من سکوت کردم.خیال میکردم همیشه هست امارفت........من ماندم واین غرورلعنتی ام..................

پدر

تیارو بازدید : 463 02 / 02 / 1395 نظرات (0)

دختر که باشی

دختر که باشی،هر جای دنیا که باشی،

چه باشه چه نباشه قویترین فرشته نگهبان پدرته...

پدر

تیارو بازدید : 466 02 / 02 / 1395 نظرات (0)

پسر که باشی

پسر که باشی،هر جای دنیا هم که باشی،

بازم اونی که تو دارایی و نداری باهاته پدرته...

حسین بازدید : 1118 25 / 12 / 1394 نظرات (0)

میدانستم عاشق بارانی

 

میدانستم عاشق بارانی ،

آنقدر اشک ریختم تا خورشید بتابد بر روی سیل اشکهایم ،

تا اشکهایم ابر شود و باران ببارد

این اشکهای من است که بر روی تو میبارد

آسمان با دیدن چشمهای من می نالد

عشق همین است و راه آن نفسگیر

باز هم میخواهم عشق را با تمام دردهایش،

دردهایی که درد نیست چون دوایش تویی

خیالی نیست دلتنگی ها و بی قراری هایش، چون چاره اش تویی

عزیز من تویی، در راز و نیازهایم تنها تویی

با تو بودن یعنی همین ،

یعنی من عاشقم بیشتر از تمام عشقهای روی زمین

عزیزم خیلی دوستت دارم ، تنها همین احساس است که در دل دارم

این کلام جاودانه را از من بپذیر ، در روزی که قلبم درونش غوغاست ،

این احساس صادقانه را از من بپذیر ، در روزی که حال من حال خودم نیست . . .

تعداد صفحات : 8

اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    طرفدار کدام تیم لیگ برتری هستید ؟






    نظر شما راجع به این سایت ؟





    دوست دارین چه نوع مطلبی بذاریم تو سایت ؟









    آپلود عکس و فیلم



    آمار سایت
  • کل مطالب : 1123
  • کل نظرات : 779
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 1830
  • آی پی امروز : 92
  • آی پی دیروز : 185
  • بازدید امروز : 276
  • باردید دیروز : 356
  • گوگل امروز : 5
  • گوگل دیروز : 6
  • بازدید هفته : 1,490
  • بازدید ماه : 276
  • بازدید سال : 99,206
  • بازدید کلی : 15,310,907
  • برخی از دوستان پرتک
    1- سعید سبا
    2- وحید کردزنگنه
    ---
    ایمان میرسالاری
    ابوالفضل تارم
    مالک اکبرزاده
    امید احمدی
    پوریا ولی
    احسان بیگدلی
    مسعود شیخی
    ایمان کرد زنگنه
    فرزاد رسائی کیا